برشی از یک کتاب: مردی در تبعید ابدی

#کتاب_مردی_در_تبعید_ابدی
#نادر_ابراهیمی



_من پدر نامهربانی نیستم محمد، و بازداشت به خشونت را هم دوست نمی دارم؛ اما بدان که کتاب دریایی ست، و نوجوان اسیر کتاب، به دریا زده ای ناآشنا با شنا. تو، بی شک غرق خواهی شد.
__غرقی ست شیرین؛ شیرین ترین غرق_ اگر مقذر شود.
_هنوز بر ساحل ایستاده ای و از " غرق شیرین"  سخن می گویی. هنوز شوری و تلخی دریا را نچشیده ای و خوف فرو رفتن را حس نکرده ای.
محمد نشست، ایستاد و گفت: به حرمت عشقی که به دانش دارم بگذار این شوری، تلخی و خوف را حس کنم پدر! خواهش می کنم!
_هیچ پدری به چنین خواهشی پاسخ مثبت نمی دهد؛ من نیز.

میم کاف ۲ ۱
sec ret
با توجه به این چند خط: هر چند غرق شدن هیچوق تخوب نیست اما شاید از بهترین نوعش غرق شدن توی کتاب باشه :)
نوشته های نادر ابراهیمی رو خیلی دوست دارم :)

من فقط یکم از مردی درتبعید ابدی رو خوندم...خیلی پرمفهوم مینویسن

سید طه
یادش به خیر!
«مردی در تبعید ابدی»، خودش اولین دریایی بود از نادر ابراهیمی که «غرق شیرین» را در آن تجربه کردم..


+ به مناسبت، به یاد یادداشتی افتادم که بعد از خواندن «ابن‌مشغله»اش نوشته بودم؛ این بود:
http://zolal.blog.ir/post/81
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه نوشتهام تلخی بود...
نبودشون بهتر از بودنشون بود
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان