به قول خابگاهی ها تف به ظلم و به زبان مودب لعنت به ظلم

تف به ظلم

دخترک آمده اتاقمان

با پ کار دارد

سنواتی است

برای خابگاه ش رفته پیش مسولان

خوردش کرده اند...نه خورد کم است خاکشیر هم حتی کم است

داد و هوار ها سرش کشیده اند

در آن ساختمان شلوغی که کار همه گیر است آنجا

چشمهای پ جانم خیس می شود

از کلاسهایش میگوید

از صدای ضبط شده استادش می گوید

که در کلاس جلوی آن همه دختر و پسر که بعضا منتطر سوژه برای خندیدنند گفته هوی نفهم....

میگوید مشکل من نداشتن سرو زبان است

دوباره میگوید مشکل من پول است

پ اشک می ریزد...

حقا که گریه دارد ولی من سنگ شده...نگاه می کنم 

متاثر هم نمی شوم...ته قلبم هم غبار غم نمینشیند

سنگ سنگ شده ام.....

امشب اول محرم است 

حالم خوش نبود که بروم مراسم دانشگاه...دلم محرمی دیگر می خواهد ولی احوالاتم خبری نمی دهد از خبری خاص...

ولی من دلم محرم خاص می خواهد

نمیدانم چه خواهم شد...

این پست قرار نبود درمورد خویشتنم بنویسم که درد دلتنگی امان نمیدهد کیبوردم را....امان نمی دهد بودنم را

میم کاف ۲ ۲
موزیک مذهبی
چون در همه عمر داشتم حب على / آمد به سرم چهارده نور جلى
گفتم که شفیع من کدامین شماست / کردند اشارت به حسین بن على . . .

من کجا و حب علی کجا....


حسین بن علی....

sina S.M
چقد خلوته اینجا +___+

خلوت و دنج برای دلم...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
همه نوشتهام تلخی بود...
نبودشون بهتر از بودنشون بود
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان